تو کریمی-تو رحیمی-تو سزاوار ثنایی
شنبه ۳۰ ام مرداد ۱۳۸۹ دمای هوا حدود ۳۲ درجه بالای صفر البته روزهای قبل ۳۵ درجه بود
و رطوبت هوا هم ۹۸٪ حدودا
می تونید تصور کنید که این هوا وقتی با دودی که روستایی ها با اتیش زدن کاه توی زمین های شالی
می فرستن بالا توی کل استان هم پخش میشه چی میشه؟
واقعا توی همچین شرایطی نمیشه نفس کشید
حالا ماها که توی این هوا به دنیا اومدیم چه برسه به مسافرهای بدبخت
به قول یه بنده ی خدایی که میگفت اینجا یک جهنم شرجیه
یک لحظه هم نمیشه کولر رو خاموش کرد
یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ به شکل معجزه اسایی یهو همه کولر ها خاموش شدن
و رحمت از اسمان بارید
حالا هرکس که توی اون جهنم شرجی هم روزه گرفت- هم کار کرد -هم دانشگاه رفت-هم ...
این دست خدا بود که این دنیا دستش رو گرفت
انشاالله اخرتش با سقای دشت کربلا
حالا از همون روز اینجا هوا مطبوع-بارانی-خنک
خدایا شکرت که در ماه کرامت-رحمتت رو هم بر ما نازل کردی
زمانه بر سر جنگ است