شیعه

انتظار یعنی براورده کردن انتظارات کسی که منتظرشیم

چقدر تونستیم توی بهترین ماه خدا انتظاراتش رو براورده کنیم؟

چقدر دلمون برای منتظراش توی گرمای تابستان زیر انفجارهای غزه -

زیر سیل توی پاکستان و توی اوج نا امنی در افغانستان تپیده؟

چقدر معتقدیم به کارهایی که میکنیم و چقدر بندگی بلدیم؟

چه انتظار عجیبی تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی

فقط نشستیم و داریم خون می خوریم.پس اگر خون دل بود ما خورده ایم.

در مقابل چشمان عالم دارن به همه چیز ما توهین می کنند-به قران ما-به مولای ما-

به حجاب زن های ما-به ایمان جوانان ما-

اگر داغ شرط است ما دیده ایم.اگر دل دلیل است اورده ایم.

همه ی دنیا دست به دست هم دادن تا در مقابل دین ما بایستند

 چون ما در مقابل دنیایشان ایستاده ایم.

شدیم میخ روی گلوهاشون.شدیم پتک به سرهاشون.شدیم عذاب بر وجدان های شاید نیمه بیدارشون.

خوب می دونن ما باتلاق نیستیم که سکوتش همیشگیه

 ما دریاییم ما اقیانوسیم دنیا باید بترسه از روزی که طوفانی بشیم.

ما منتظر گوشه ی چشمی از حضرت ماه ایم تا تمام اب ها را گل کنیم.

 

شیعه باید آبها را گل کند
خط سوم را به خون کامل کند
خط سوم خط سرخ اولیاست
کربلا بارزترین منظور ماست
شیعه یعنی تشنه جام بلا
شیعگی یعنی قیام کربلا
شیعه یعنی بازتاب آسمان
بر سر نی جلوه رنگین کمان
از لب نی بشنوم صوت تو را
صوت «انی لا اری الموت »تو را
شیعه یعنی امتزاج ناز و نور
شیعه یعنی راس خونین در تنور
شیعه یعنی هفت وادی اضطراب
شیعه یعنی تشنگی در شط اب

 

 

                                                

دنیا بداند حسین و قران باید بماند                                

انا انزلناه فی لیله القدر

 

 

سکوت کن و با تمام وجودت گوش فرا ده

شاید سحرگاه امشب

صدای فزت و رب الکعبه علی را

                               بشنوی

                             

امشب که دلاتون میشکنه

اون مروارید اشک که از چشمهاتون سرازیر میشه

تورو خدا دعامون کنید

                                   

تو کریمی-تو رحیمی-تو سزاوار ثنایی

اینجا شمال ایران-گیلان

شنبه ۳۰ ام مرداد ۱۳۸۹ دمای هوا حدود ۳۲ درجه بالای صفر البته روزهای قبل ۳۵ درجه بود

و رطوبت هوا هم ۹۸٪ حدودا

می تونید تصور کنید که این هوا وقتی با دودی که روستایی ها با اتیش زدن کاه توی زمین های شالی

می فرستن بالا توی کل استان هم پخش میشه چی میشه؟

واقعا توی همچین شرایطی نمیشه نفس کشید

حالا ماها که توی این هوا به دنیا اومدیم چه برسه به مسافرهای بدبخت

به قول یه بنده ی خدایی که میگفت اینجا یک جهنم شرجیه

یک لحظه هم نمیشه کولر رو خاموش کرد

یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ به شکل معجزه اسایی یهو همه کولر ها خاموش شدن

و رحمت از اسمان بارید

حالا هرکس که توی اون جهنم شرجی هم روزه گرفت- هم کار کرد -هم دانشگاه رفت-هم ...

این دست خدا بود که این دنیا دستش رو گرفت

انشاالله اخرتش با سقای دشت کربلا

حالا از همون روز اینجا هوا مطبوع-بارانی-خنک

خدایا شکرت که در ماه کرامت-رحمتت رو هم بر ما نازل کردی