که ز محراب تو تا عرش سفر کرد علی(ع)
این عاشقانه از تریبون مستضعفین است...
امیر! در نبودنت سکوت سنگینی دنیا را فرا گرفته است.
بیزار است دلم از لذتی که فدیه اش محبت شما باشد ! بیزارم از دنیایی که مهریه اش طلاق نگاه شما باشد ! بیزارم از عبادتی که نتیجه اش پشت کردن به ولایت شما باشد و قرآن نیمه شب ابن ملجمی که خون تو را ، مهر معشوقه ای بی پرده اش کند ! بیزارم از دنیایی که تو را نخواهد ،و تاب حضور را از تو بگیرد. از دنیای کوفه و کوفی بی زارم و پناه میبرم به تو از بی وفا شدن!
دل شیعه کنار بستر بیماری ات پرسه میزند.
تو کشته ی عظمت خویشی ! و تنهایی ات هم حاصل همین دُردانگی ست !دل داغدار شیعه ، چشم که باز میکند تاریکی شب است و غریبی که غریبانه تشییع میشود !
به حسن (ع) که غرق گریه است نگاه میکنی : فرزندم ! نمی شنوی گریه هایت ملائک را به گریه و ماتم نشانده است. آرام باش که پدرت راحت میشود. حرفهایم با شما تمام ، عباس را صدا بزنید….
زمانه بر سر جنگ است