تبليغاتX
سبز وسفیدو قرمز
دین داری در دوران غیبت از نگاه داشتن یک گوی اتشین در دست سخت تر است
               روز معلم بر همه ی معلمان سرزمین پاک من مبارک


+ نوشته شده در  91/02/12ساعت   توسط ز.م.م 

 

 

 

                                 

+ نوشته شده در  91/01/22ساعت   توسط ز.م.م 

تو هر زمان که بیایی بهار خواهد بود

مجال شادی بی اختیار خواهد بود

خوش ان زمان که براید به یک کرشمه دو کار

یکی ظهور امام و یکی شروع بهار

 

   

+ نوشته شده در  91/01/01ساعت   توسط ز.م.م  | 

انچه وقاحت غربی بر سرمان اورد.........

عبور بی وقفه و مرتب پسرانی 17 ساله دست در دست دخترانی14 ساله با لبانی سرخ و موهای اویخته از دو سوی.از مدرسه بیرون زده و به شتاب در گوشه ای ارایش می کنند و تو را که از ان شرم الهی به شرم شرقی دل خوش کرده بودی – به سینه ی دیوار حیرت می کوبد که در این چند ساله به موازات رشد الهی مردم-به حیات و رشد و ماندگاری خود می اندیشی.و این که ان شرم شرقی را حالا چه باید نام نهاد!

جمعیت کثیری از زنان و دختران مومن ما با پوشش متین و در خور به درس و کار و مشغله ی خود می پردازند و بعد از کار بدون فوت وقت به گرمای خانه بر می گردند . و قلیان سراها و کافی شاپ ها و هر جا که بشود گوشه دنجی پیدا کرد از حضور زنان مومن بی بهره اند.

شاید انصاف هم همین باشد چرا که علاف بودن و پرسه های نا به جا برازنده ی صاحبان ان شرم الهی نیست...

و صد افسوس که جولان هرزگی به سمتی می رود که صاحبانش را متجدد و روشن و ازاد و گستاخ می نمایاندو در تحریک نوجوانان ما –صحنه و صورت جامعه را به زشتی می الاید.

امروز شرم الهی در خانه و مدرسه و محل کار بی انکه اصرار بر نمایش خود بورزد در رفت و امد است اما اینها که صورت شهری چون تهران نیست.

صورت شهر خیابان ها و پارک هاست- سینما ها و نمایشگاهها و فرهنگسرا هاست!!!!

یعنی همان جا که شرم دریده جولان می دهد.بزک کرده و دریده و دست در دست غیر و سیگار به دهان و بی پروا......

این درست همان چیزی است که شرم الهی راسخت می ازارد و به اعتراض وا می دارد.

اما ایا چاره ی این گند بیرون زده توپ و تشر است؟

به قول اقای حداد :اگر رضا خان با زور و ارعاب توانست چادر از سر مادران ما برگیرد

 ما می توانیم با زور و توپ و تشر بر سر این شرم دریده چادر کنیم؟؟؟

 

                                                                                  دختران افتاب صفحه 365


پ.ن:واقعا چاره چیه؟؟؟

پ.ن۲:دوباره عید شده حالا هرجا وارد میشی حالت بهم می خوره مخصوصا طرف های ما فکر می کنن شمال اروپاست و خانم ها توی ماشین هاشون بی روسری اند اقایون هم با شلوارک و بلوز حلقه ای

پ.ن۳:

              

پ.ن۴:

            1390/12/24 - 10:44

+ نوشته شده در  90/12/24ساعت   توسط ز.م.م  | 

 

در مقایسه با دریدگی انسان غربی-شرم شرقی همیشه به اعتباری می مانست که با دخترها به خانه ی بخت می رفت و با پسرها از سر شانه های غیرت و مردانگی می اویخت. شرمی که برای زن-جواهر بود و برای مرد-بزرگی و این هر دو اسمانی بودند بر سر اهل شرق...!

شرم برای دخترها و پسرها سرمایه بود. باالاخص شرم دختر که او را مرتبت می بخشید.زینتی بود قیمتی تر از هر جواهر که زیبایی دختر را به حاله ای نمکین پناه می داد.

دختر بود و شرم!و شرمی منبعث از فهم و کمال و معرفت نه از سر خرفتی و ضعف و ناچاری.

 شرم چه برای دختر و چه پسر-قوس سرشانه های پر ثمری بود که به تواضع و فروتنی سر به دامن می برد. یعنی همان اکسیری که دختران دم بخت را به وادی لکنت زبان و رنگ باختن و اب شدن و هزار بار مردن و زنده شدن می کشاند و پسران غیور وچالاک و نترس و عاج نشین را به زانوی ادب می نشاند و عرق از سر و رویشان می چکاند و قلبی که گرومپ گرومپ-پتک بر دیوار سینه می کوفت.با دهانی خشک خشک  و سر انگشتانی مرتعش و لرزان و استکانی پر از چای که بر کف نعلبکی مورس می نواخت-با اضطرابی  داغ و سکوتی به سنگینی سنگ اسیاب!نه توانی برای سر بالا کردن و نه جسارت  یک کلمه سخن گفتن.نه روی خندیدن و نه پای برخاستن و این همه در حالی بود که بزرگترها می گفتند و می خندیدند و این ها در حسرت خلاصی از این دقایق کند!

شرم تا همین اواخر از خانه ای به خانه ای می رفت و زوج خود را به گرمای ایمان و اطمینان و پاکدامنی روانه کار و جامعه می کرد.اما دریغ و صد افسوس که این شرم خدایی از منزلت خود که پاره ای از نور بود به مزبله عادت غلطید و رفته رفته از ان نورانیت به کدورت گرایید.

با این همه این کدورت و تیرگی شرقیان یک سر و گردن از ظلمت غربیان برتری داشته است-اما مگر می شود عادت را جای باور نشاند؟؟

شرم هدیه ای است الهی در طلق نهاده پیش روی زن و مرد.اما عجبا که برای زندگی و تعلق این هدیه در زن جلوه ی دیگری دارد تا مرد.مرد بهره مند از این هدیه بسیار خواستنی است-اما زن مجهز به این بهره-انگار اسمانی تر است.نمی دانم انگار به سمت افشای تعلق خاطر در افرینش می روم.زبانم لال!چه بسا خدای متعال عنایت ویژه ای به زن دارد و در این مدعا مقام فاطمه"س" عزیز را به گواه می طلبم یا ان جا که قران اول زن را لباس می خواند و بعد مرد را!

به هر حال شرم شرقی از ان جا به زبان امد که وقاحت غربی اشکار شد!

 

                                                                                      ادامه دارد...

                                                                                     -برگرفته از کتاب دختران افتاب-

+ نوشته شده در  90/11/27ساعت   توسط ز.م.م  | 

      سلام بر تو

                و به ان روز که تو زاده شدی..img/daneshnameh_up/d/d4/muhammad1.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  فجر بر فجر افرینان مبارک

+ نوشته شده در  90/11/19ساعت   توسط ز.م.م 

+ نوشته شده در  90/11/13ساعت   توسط ز.م.م